شماره 11 / دوره ششم
ضمن عرض تبریک خدمت پژوهشگرانی که مقالات ارسالی آنها در این شماره مورد پذیرش سردبیر و هیأت داوران قرار گرفت. لازم به ذکر است به تمامی مقالات پذیرفته شده در این نشریه گواهینامه مخصوص پذیرش مقاله (همراه با هولوگرام طلایی و مهر برجسته) تقدیم میشود و تمامی مقالات در سایتها و پایگاههای معتبر ملّی و بینالمللی همچون سیویلیکا، نورمگز، مگیران، تیپیبین، کنفپیپر، آکادمیا، آیسیآی جورنال، پرتال جامع علوم انسانی، مندلی و چندین پایگاه معتبر خارجی نمایه و درج میگردند.
دانلود تمامی مقالات از این سایت رایگان میباشد. جهت دانلود هر مقاله (در لیست زیر) روی عنوان مقاله کلیک کنید.
واکاوی حقوقی تحولات ثبت اسناد در پرتو قانون جدید سامان دهی بازار زمین و مسکن و اجاره بها
علی آقاپور / محقق و پژوهشگر - نویسنده مسئول
فرزانه آب سالان / محقق و پژوهشگر
چکیده مقاله
باتوجه به اهمیت روزافزون تنظیم بازار زمین و مسکن در اقتصاد کشور، قانون جدید سامان دهی بازار زمین و مسکن در راستای ایجاد شفافیت و تثبیت حقوق مالکیت به تصویب رسید. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی، به واکاوی تاثیر این قانون بر نظام ثبت اسناد و املاک پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که قانون مذکور از یک سو با پیش بینی تدابیری همچون الزام به ثبت معاملات، موجب ارتقاء شفافیت مالکیت شده و ازسوی دیگر، با وجود نوآوری مثبت، نارسایی هایی نظیر ابهامات اجرایی و چالش های تطبیقی با مقررات پیشین را نیز به همراه داشته است. درنهایت، ضمن تبیین نقاط قوت قانون، پیشنهادهایی جهت بهبود کارایی نظام ثبت ارائه شده است.باتوجه به اهمیت روزافزون تنظیم بازار زمین و مسکن در اقتصاد کشور، قانون جدید سامان دهی بازار زمین و مسکن در راستای ایجاد شفافیت و تثبیت حقوق مالکیت به تصویب رسید. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی، به واکاوی تاثیر این قانون بر نظام ثبت اسناد و املاک پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که قانون مذکور از یک سو با پیش بینی تدابیری همچون الزام به ثبت معاملات، موجب ارتقاء شفافیت مالکیت شده و ازسوی دیگر، با وجود نوآوری مثبت، نارسایی هایی نظیر ابهامات اجرایی و چالش های تطبیقی با مقررات پیشین را نیز به همراه داشته است. درنهایت، ضمن تبیین نقاط قوت قانون، پیشنهادهایی جهت بهبود کارایی نظام ثبت ارائه شده است.
واژگان کلیدی: ثبت اسناد، قانون جدید، تنظیم بازار، اقتصاد، املاک
ظرفیت های نظام بین المللی حقوق دریاها و کنوانسیون ۱۹۸۲ در تغییرات اقلیمی
رامین اسماعیلی / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل،دانشگاه آزاد اسلامی،اسلام آباد غرب
چکیده مقاله
هدف این مقاله ارزیابی ظرفیتهای مواجهه نظام بین المللی حقوق دریاها و کنوانسیون ۱۹۸۲ در تغییرات اقلیمی است که به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مواد کنوانسیون ۱۹۸۲ و تاثیرات احتمالی تغییرات اقلیمی بر خطوط مبدا می پردازد و نتیجه می گیرد که باوجود آنکه کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۱۹ به معضل تغییرات احتمالی بعدی در محل نقاط پایه بی توجه بوده و در این رابطه سکوت کامل دارد، با این حال تفسیرهای حقوقی از کنوانسیون حقوق دریاها می تواند به کشورهای ساحلی و مجمع الجزایری این امکان را بدهد که در برابر تغییرات سطح دریا، از حقوق خود در زمینه خطوط مبدا و مناطق دریایی موجود محافظت کنند. در حالی که همبستگی جهانی برای مقابله با تغییرات اقلیمی وجود دارد، اما اقدامات عملی و تعهدات جدی از سوی کشورها برای تحقق اهداف این اسناد هنوز ناکافی است. همچنین افزایش گازهای گلخانه ای و آسیبی که محیط زیست اقیانوس ها وارد می نمایند ارزیابی تعهدات کشورهای منتشرکننده را از منظر کنوانسیون حقوق دریاها دوچندان می کند. بند۴ ماده یک و بخش دوازدهم کنوانسیون، برانتشار گازهای گلخانه ای بعنوان آلوده کننده محیط زیست دریاها و تعهدات اعضا جهت حفاظت از محیط زیست دریا در مقابل انتشار این گازها تاکید می کند. علیرغم توجه گسترده به تغییرات اقلیمی و آثار مخرب آن، تعداد کمی از دعاوی حقوقی به این موضوع پرداخته اند. در حالی که کنوانسیون حقوق دریاها ابزارهایی را برای حل و فصل اختلافات دریایی ارائه می دهد که می توان آثار تغییرات اقلیمی مانند انقراض گونه ها، آلودگی دریا و افزایش سطح آب دریاها را اثبات و در آینده از بروز آنها جلوگیری کرد. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، کشورها در صورت بروز اختلاف، حق انتخاب مرجع رسیدگی و همچنین روش داوری را دارند. به طور پیش فرض، روش داوری در نظر گرفته می شود، اما کشورها می توانند سایر مراجع قضایی بین المللی مانند دیوان بین المللی دادگستری یا دادگاه بین المللی حقوق دریاها را نیز انتخاب کنند.هدف این مقاله ارزیابی ظرفیتهای مواجهه نظام بین المللی حقوق دریاها و کنوانسیون ۱۹۸۲ در تغییرات اقلیمی است که به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مواد کنوانسیون ۱۹۸۲ و تاثیرات احتمالی تغییرات اقلیمی بر خطوط مبدا می پردازد و نتیجه می گیرد که باوجود آنکه کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۱۹ به معضل تغییرات احتمالی بعدی در محل نقاط پایه بی توجه بوده و در این رابطه سکوت کامل دارد، با این حال تفسیرهای حقوقی از کنوانسیون حقوق دریاها می تواند به کشورهای ساحلی و مجمع الجزایری این امکان را بدهد که در برابر تغییرات سطح دریا، از حقوق خود در زمینه خطوط مبدا و مناطق دریایی موجود محافظت کنند. در حالی که همبستگی جهانی برای مقابله با تغییرات اقلیمی وجود دارد، اما اقدامات عملی و تعهدات جدی از سوی کشورها برای تحقق اهداف این اسناد هنوز ناکافی است. همچنین افزایش گازهای گلخانه ای و آسیبی که محیط زیست اقیانوس ها وارد می نمایند ارزیابی تعهدات کشورهای منتشرکننده را از منظر کنوانسیون حقوق دریاها دوچندان می کند. بند۴ ماده یک و بخش دوازدهم کنوانسیون، برانتشار گازهای گلخانه ای بعنوان آلوده کننده محیط زیست دریاها و تعهدات اعضا جهت حفاظت از محیط زیست دریا در مقابل انتشار این گازها تاکید می کند. علیرغم توجه گسترده به تغییرات اقلیمی و آثار مخرب آن، تعداد کمی از دعاوی حقوقی به این موضوع پرداخته اند. در حالی که کنوانسیون حقوق دریاها ابزارهایی را برای حل و فصل اختلافات دریایی ارائه می دهد که می توان آثار تغییرات اقلیمی مانند انقراض گونه ها، آلودگی دریا و افزایش سطح آب دریاها را اثبات و در آینده از بروز آنها جلوگیری کرد. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، کشورها در صورت بروز اختلاف، حق انتخاب مرجع رسیدگی و همچنین روش داوری را دارند. به طور پیش فرض، روش داوری در نظر گرفته می شود، اما کشورها می توانند سایر مراجع قضایی بین المللی مانند دیوان بین المللی دادگستری یا دادگاه بین المللی حقوق دریاها را نیز انتخاب کنند.
واژگان کلیدی: تغییرات اقلیمی، کنوانسیون حقوق دریاها، خط مبدا، گازهای گلخانه ای، آلودگی محیط زیست دریا
شیوه های معمولی انتقال مال موقوفه
میلاد هاشمی / دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
چکیده مقاله
با تدوین قانون مدنی و اختصاص مواد ۵۵ تا ۹۱، وقف، به صورت تاسیس حقوقی موضوعه شکل یافت و با ایجاد سازمان اوقاف، اداره آن نیز تحت کنترل قانون و دولت آمده گسترش فعالیت دولت در امور نظارت بر مالکیت و اتخاذ سیاستی برای تحدید مالکیت خصوصی، در جهت تامین اهداف مختلف، منجر به تدوین قوانینی شده است که موقوفات را هم در بر گرفته، وقف از زمانهای قدیم بین ملل مختلف، معمول بوده، ولی در دین اسلام، به دستگیری از ضعفا و فقرا و توجه مسلمانان بر امور خیریه باشد. بر همین مبنا، مقاله مزبور با روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این سوال می باشد، که شیوه معمولی انتقال مال موقوفه به چه صورت می باشد؟ با توجه به نتایج تحقیق، به کیفیتی که در این پایان نامه تلاش شده یکی از روش های معمولی انتقال مال موقوفه اجاره می باشد،در این مقاله تلاش شده تا موضوع شیو معمولی انتقال مال موقوفه به طور شفاف بررسی گردد تا با در نظر گرفتن مصالح وقف، امکان استفاده مطلوب از موقوفات در چارچوب نیت واقعی واقف فراهم آید تا راهگشای تدوین قوانین مناسب در این امر گردد. با تدوین قانون مدنی و اختصاص مواد ۵۵ تا ۹۱، وقف، به صورت تاسیس حقوقی موضوعه شکل یافت و با ایجاد سازمان اوقاف، اداره آن نیز تحت کنترل قانون و دولت آمده گسترش فعالیت دولت در امور نظارت بر مالکیت و اتخاذ سیاستی برای تحدید مالکیت خصوصی، در جهت تامین اهداف مختلف، منجر به تدوین قوانینی شده است که موقوفات را هم در بر گرفته، وقف از زمانهای قدیم بین ملل مختلف، معمول بوده، ولی در دین اسلام، به دستگیری از ضعفا و فقرا و توجه مسلمانان بر امور خیریه باشد. بر همین مبنا، مقاله مزبور با روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این سوال می باشد، که شیوه معمولی انتقال مال موقوفه به چه صورت می باشد؟ با توجه به نتایج تحقیق، به کیفیتی که در این پایان نامه تلاش شده یکی از روش های معمولی انتقال مال موقوفه اجاره می باشد،در این مقاله تلاش شده تا موضوع شیو معمولی انتقال مال موقوفه به طور شفاف بررسی گردد تا با در نظر گرفتن مصالح وقف، امکان استفاده مطلوب از موقوفات در چارچوب نیت واقعی واقف فراهم آید تا راهگشای تدوین قوانین مناسب در این امر گردد.
واژگان کلیدی: انتقال، اجاره، مال موقوفه، موقوفه علیهم، وقف
چالش های ناشی از افزایش بی رویه قوانین کیفری و راه حل های پیشنهادی در نظام عدالت کیفری
نازنین خلیلی کهنه شهری / محقق و پژوهشگر
چکیده مقاله
گسترش بی رویه و غیرکارشناسانه عناوین کیفری در سه دهه اخیر، یکی از پیچیده ترین و بنیادین ترین معضلات نظام عدالت کیفری ایران به شمار می آید که پیامدهای آن، علاوه بر تضعیف کارآمدی، مشروعیت و اقتدار حقوقی نظام کیفری، تهدیدی جدی برای اصول حکومت قانون و تضمین آزادی ها و حقوق بنیادین شهروندان محسوب می شود. این پدیده موسوم به “تورم کیفری”، زمانی رخ می دهد که قانونگذار با صرف نظر از معیارها و الزامات واقعی اجتماعی و بی توجه به داده های علمی جرم شناسی، به جرم انگاری افراطی و تصویب مقررات کیفری متعدد و بعضا غیرضروری مبادرت می ورزد. پیامد مستقیم این رویکرد، بروز نوعی بی اعتنایی و عدم باورپذیری هنجارهای کیفری در میان تابعان حقوق و نیز کاهش قبح اجتماعی نسبت به نقض این مقررات است، به گونه ای که قوانین کیفری از جایگاه بازدارنده و حفظ کننده نظم و امنیت، به عنصری نمادین و کم اثر تبدیل می شوند. استمرار این روند، ضمن ایجاد ترافیک گسترده در دستگاه قضایی و اطاله دادرسی، بار سنگینی بر دوش نهادهای عدالت کیفری تحمیل نموده و در بلندمدت، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نسبت به حقوق کیفری را فرسوده و مشروعیت نظم حقوقی را با بحران مواجه ساخته است.در این نوشتار با توجه به اهمیت موضوع مورد بحث،با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای با رویکردی تحلیلی-توصیفی به بررسی چالش های ناشی از افزایش بی رویه قوانین کیفری و ارائه روشهایی پیشنهادی بر حل معضل می پردازیم.مطابق با تحلیل حقوق دانان تطبیقی، حفظ و صیانت از ارکان حکومت قانون، از جمله اصل قانون مداری، شفافیت، برابری در برابر قانون و به ویژه حق بر دادرسی عادلانه، در گرو پرهیز قانون گذار از رفتار قیم مآبانه و جرم انگاری بی رویه و توجه جدی به اصل حداقل گرایی کیفری است. بر این اساس، هرگونه توسعه عناوین مجرمانه و ایجاد پوشش کیفری خارج از چارچوب نیازهای حقیقی جامعه و مصالح عمومی، می تواند موجبات تضعیف انسجام اجتماعی و فروپاشی سرمایه اعتماد عمومی را پدید آورد. راه حل اصلی خروج از این بحران، بازنگری جامع در سیاست جنایی تقنینی و حرکت به سوی جرم زدایی، کیفرزدایی، و بهره گیری از ابزارهای جایگزین غیرکیفری است تا از کارکرد اصلی نظام عدالت کیفری یعنی صیانت موثر از آزادی های مشروع، امنیت عمومی و رعایت عدالت اجتماعی به گونه ای پایدار حمایت شود.گسترش بی رویه و غیرکارشناسانه عناوین کیفری در سه دهه اخیر، یکی از پیچیده ترین و بنیادین ترین معضلات نظام عدالت کیفری ایران به شمار می آید که پیامدهای آن، علاوه بر تضعیف کارآمدی، مشروعیت و اقتدار حقوقی نظام کیفری، تهدیدی جدی برای اصول حکومت قانون و تضمین آزادی ها و حقوق بنیادین شهروندان محسوب می شود. این پدیده موسوم به “تورم کیفری”، زمانی رخ می دهد که قانونگذار با صرف نظر از معیارها و الزامات واقعی اجتماعی و بی توجه به داده های علمی جرم شناسی، به جرم انگاری افراطی و تصویب مقررات کیفری متعدد و بعضا غیرضروری مبادرت می ورزد. پیامد مستقیم این رویکرد، بروز نوعی بی اعتنایی و عدم باورپذیری هنجارهای کیفری در میان تابعان حقوق و نیز کاهش قبح اجتماعی نسبت به نقض این مقررات است، به گونه ای که قوانین کیفری از جایگاه بازدارنده و حفظ کننده نظم و امنیت، به عنصری نمادین و کم اثر تبدیل می شوند. استمرار این روند، ضمن ایجاد ترافیک گسترده در دستگاه قضایی و اطاله دادرسی، بار سنگینی بر دوش نهادهای عدالت کیفری تحمیل نموده و در بلندمدت، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نسبت به حقوق کیفری را فرسوده و مشروعیت نظم حقوقی را با بحران مواجه ساخته است.در این نوشتار با توجه به اهمیت موضوع مورد بحث،با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای با رویکردی تحلیلی-توصیفی به بررسی چالش های ناشی از افزایش بی رویه قوانین کیفری و ارائه روشهایی پیشنهادی بر حل معضل می پردازیم.مطابق با تحلیل حقوق دانان تطبیقی، حفظ و صیانت از ارکان حکومت قانون، از جمله اصل قانون مداری، شفافیت، برابری در برابر قانون و به ویژه حق بر دادرسی عادلانه، در گرو پرهیز قانون گذار از رفتار قیم مآبانه و جرم انگاری بی رویه و توجه جدی به اصل حداقل گرایی کیفری است. بر این اساس، هرگونه توسعه عناوین مجرمانه و ایجاد پوشش کیفری خارج از چارچوب نیازهای حقیقی جامعه و مصالح عمومی، می تواند موجبات تضعیف انسجام اجتماعی و فروپاشی سرمایه اعتماد عمومی را پدید آورد. راه حل اصلی خروج از این بحران، بازنگری جامع در سیاست جنایی تقنینی و حرکت به سوی جرم زدایی، کیفرزدایی، و بهره گیری از ابزارهای جایگزین غیرکیفری است تا از کارکرد اصلی نظام عدالت کیفری یعنی صیانت موثر از آزادی های مشروع، امنیت عمومی و رعایت عدالت اجتماعی به گونه ای پایدار حمایت شود.
واژگان کلیدی: عدالت کیفری، تورم قوانین کیفری،ناکارامدی،برچسب زنی،جرم انگاری
چالش های حقوقی قراردادهای مشارکت در ساخت در املاک قولنامه ای فاقد سند رسمی
مهناز اسفندیاری / دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه
چکیده مقاله
قراردادهای مشارکت در ساخت به عنوان یکی از شیوه های نوین توسعه شهری و نوسازی بافت های فرسوده، نقش مهمی در بازار مسکن ایفا می کنند. اما هنگامی که موضوع این قراردادها املاک قولنامه ای فاقد سند رسمی باشد، چالش های حقوقی پیچیده ای ایجاد می شود که مستقیما بر صحت و اعتبار قرارداد و حقوق طرفین تاثیرگذار است. از جمله مشکلات اصلی می توان به محدودیت های اثبات مالکیت و انتقال رسمی، عدم امکان ثبت قرارداد در ادارات ثبت اسناد و تعارض حقوقی با اشخاص ثالث اشاره کرد. علاوه بر این، خلاهای قانونی در قوانین ثبت اسناد، قانون مدنی و قانون پیش فروش ساختمان باعث شده است که رویه قضایی در خصوص این قراردادها دچار تشتت شده و در برخی موارد آرای متعارضی صادر گردد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن بررسی مبانی حقوقی و تحلیل آرای قضایی، به شناسایی و تبیین مهم ترین چالش های حقوقی قراردادهای مشارکت در ساخت املاک قولنامه ای پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که اصلاحات قانونی و الزام به ثبت رسمی قراردادها، حتی برای املاک فاقد سند رسمی، می تواند به طور قابل توجهی از اختلافات حقوقی جلوگیری کند و امنیت حقوقی طرفین را تضمین نماید. این مقاله با هدف ارتقاء فهم حقوقی این قراردادها و ارائه راهکارهای عملی، گامی در جهت کاهش مخاطرات حقوقی و افزایش اعتماد در بازار مشارکت در ساخت برداشته است. قراردادهای مشارکت در ساخت به عنوان یکی از شیوه های نوین توسعه شهری و نوسازی بافت های فرسوده، نقش مهمی در بازار مسکن ایفا می کنند. اما هنگامی که موضوع این قراردادها املاک قولنامه ای فاقد سند رسمی باشد، چالش های حقوقی پیچیده ای ایجاد می شود که مستقیما بر صحت و اعتبار قرارداد و حقوق طرفین تاثیرگذار است. از جمله مشکلات اصلی می توان به محدودیت های اثبات مالکیت و انتقال رسمی، عدم امکان ثبت قرارداد در ادارات ثبت اسناد و تعارض حقوقی با اشخاص ثالث اشاره کرد. علاوه بر این، خلاهای قانونی در قوانین ثبت اسناد، قانون مدنی و قانون پیش فروش ساختمان باعث شده است که رویه قضایی در خصوص این قراردادها دچار تشتت شده و در برخی موارد آرای متعارضی صادر گردد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن بررسی مبانی حقوقی و تحلیل آرای قضایی، به شناسایی و تبیین مهم ترین چالش های حقوقی قراردادهای مشارکت در ساخت املاک قولنامه ای پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که اصلاحات قانونی و الزام به ثبت رسمی قراردادها، حتی برای املاک فاقد سند رسمی، می تواند به طور قابل توجهی از اختلافات حقوقی جلوگیری کند و امنیت حقوقی طرفین را تضمین نماید. این مقاله با هدف ارتقاء فهم حقوقی این قراردادها و ارائه راهکارهای عملی، گامی در جهت کاهش مخاطرات حقوقی و افزایش اعتماد در بازار مشارکت در ساخت برداشته است.
واژگان کلیدی: قرارداد مشارکت در ساخت، ملک قولنامه ای، سند عادی، مالکیت، ثبت اسناد، رویه قضایی، حقوق خصوصی
تحلیل یک رای در زمینه خسارات ناشی از ممانعت از پرواز
بنیامین کرمی / دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران
چکیده مقاله
موضوع این نوشتار، تحلیل یک رای در زمینه خسارات ناشی از ممانعت از پرواز است. موضوع رای از این قرار است که در یک پرواز بین المللی، شرکت هواپیمایی از سوار شدن یکی از مسافران ممانعت به عمل می آورد و در نتیجه این رفتار، خسارات متعدد مادی، معنوی و بدنی به او و زوجه باردارش وارد می شود. در نهایت خواهان ها برای جبران زیان های وارده به خویش، راهی محاکم ایران می گردند. طبیعتا رابطه حقوقی میان متصدی حمل و مسافر، یک رابطه قراردادی است و مسئولیت ناشی از آن، مسئولیت مدنی قراردادی به شمار می رود. حال باید دید با چه شرایطی زیان های ناشی از عدم اجرای تعهد متصدی حمل و نقل هوایی بین المللی قابل مطالبه است. در این مقاله، پس از توصیف رابطه حقوقی میان خواهان و خوانده، تعارض صلاحیت دادگاه ها به نفع دادگاه ایرانی و تعارض قوانین به نفع قانون ژاپن حل گردید. از طرفی با توجه به الحاق دولت ژاپن به کنوانسیون مونترال، این مقرره بین المللی بر دعوا حاکم شد. در این مقاله با تاکید بر اینکه زیان های مادی و معنوی، مستقیما از تقصیر متعهد ناشی شده است و متعهد احتیاط های ضروری برای احتراز از ورورد زیان به متعهدله را انجام نداده است، بر قابلیت مطالبه آنها بر اساس کنوانسیون مونترال، قانون ژاپن و عرف شرکت های هواپیمایی تاکید شد. روش جبران در هر دو زیان، از طریق پرداخت پول تعیین گردید. زیان بدنی نیز بر مبنای نظریه پزشکی قانونی و عدم احراز رابطه سببیت بین رفتار زیانبار و ضرر، قابل مطالبه دانسته نشد. در این نوشتار با تاکید بر مبانی مسئولیت مدنی قراردادی و تطبیق آن بر موضوعات پرونده، تلاش می شود رای مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. موضوع این نوشتار، تحلیل یک رای در زمینه خسارات ناشی از ممانعت از پرواز است. موضوع رای از این قرار است که در یک پرواز بین المللی، شرکت هواپیمایی از سوار شدن یکی از مسافران ممانعت به عمل می آورد و در نتیجه این رفتار، خسارات متعدد مادی، معنوی و بدنی به او و زوجه باردارش وارد می شود. در نهایت خواهان ها برای جبران زیان های وارده به خویش، راهی محاکم ایران می گردند. طبیعتا رابطه حقوقی میان متصدی حمل و مسافر، یک رابطه قراردادی است و مسئولیت ناشی از آن، مسئولیت مدنی قراردادی به شمار می رود. حال باید دید با چه شرایطی زیان های ناشی از عدم اجرای تعهد متصدی حمل و نقل هوایی بین المللی قابل مطالبه است. در این مقاله، پس از توصیف رابطه حقوقی میان خواهان و خوانده، تعارض صلاحیت دادگاه ها به نفع دادگاه ایرانی و تعارض قوانین به نفع قانون ژاپن حل گردید. از طرفی با توجه به الحاق دولت ژاپن به کنوانسیون مونترال، این مقرره بین المللی بر دعوا حاکم شد. در این مقاله با تاکید بر اینکه زیان های مادی و معنوی، مستقیما از تقصیر متعهد ناشی شده است و متعهد احتیاط های ضروری برای احتراز از ورورد زیان به متعهدله را انجام نداده است، بر قابلیت مطالبه آنها بر اساس کنوانسیون مونترال، قانون ژاپن و عرف شرکت های هواپیمایی تاکید شد. روش جبران در هر دو زیان، از طریق پرداخت پول تعیین گردید. زیان بدنی نیز بر مبنای نظریه پزشکی قانونی و عدم احراز رابطه سببیت بین رفتار زیانبار و ضرر، قابل مطالبه دانسته نشد. در این نوشتار با تاکید بر مبانی مسئولیت مدنی قراردادی و تطبیق آن بر موضوعات پرونده، تلاش می شود رای مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
واژگان کلیدی: ممانعت از پرواز، مسئولیت مدنی قراردادی، تقصیر متعهد، کنوانسیون مونترال، جبران خسارت
تحلیل و بررسی مقایسه ای ابعاد مختلف جرم پولشوییدر قانون جمهوری اسلامی ایران و فرانسه
معصومه توکلی / دانشجو و پژوهشگرحقوق
چکیده مقاله
پولشویی یکی از مهم ترین چالش های اقتصادی در ایران و سطح بین المللی است که با، فساد مالی و فرار مالیاتی ارتباط مستقیم دارد. این جرم نه تنها موجب اخلال در نظام اقتصادی کشورها می شود، بلکه امنیت و ثبات جوامع را نیز به خطر می اندازد. با توجه به ماهیت فراملی پولشویی، کشورها ناچار به تدوین قوانین جامع و تقویت همکاری های بین المللی برای مقابله با آن هستند. ایران و فرانسه هر دو به عنوان کشورهایی که با چالش های پولشویی مواجه اند، رویکردهای متفاوتی در برخورد با این جرم اتخاذ کرده اند. بررسی تطبیقی این دو کشور می تواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف قوانین ایران کمک کند و زمینه ای برای اصلاحات حقوقی فراهم آورد. باید توجه کرد که چگونه میتوان با این جرم رو به رو شد و چه روش هایی و چه راهکار هایی را ارائه کرد، و یا حتی میتوان راهکار هایی را تولید کنیم تا به پیشگیری از این جرم اقدام نماییم ، با این وجود جرم پولشویی تهدید هایی برای کشور ها دارد و این جرم زمینه سازی است برای جرم های سنگین تر چرا که وقتی بتوان پول هایی تولید کرد به ظاهر قانونی است زمینه ای برای شروع به بقیه جرم ها هست و باعث ناامنی جامعه میشود ؛ حال اهمیت آن است که این جرم در ایران و فرانسه بررسی شود چرا که وقتی از دو دید مورد بررسی قرار بگیرد و دو کشور چالش های مختلفی داردند باعث کمک به یکدیگر میشوند و جلوگیری از این جرم در عرصه بین الملل میشوند. پولشویی یکی از مهم ترین چالش های اقتصادی در ایران و سطح بین المللی است که با، فساد مالی و فرار مالیاتی ارتباط مستقیم دارد. این جرم نه تنها موجب اخلال در نظام اقتصادی کشورها می شود، بلکه امنیت و ثبات جوامع را نیز به خطر می اندازد. با توجه به ماهیت فراملی پولشویی، کشورها ناچار به تدوین قوانین جامع و تقویت همکاری های بین المللی برای مقابله با آن هستند. ایران و فرانسه هر دو به عنوان کشورهایی که با چالش های پولشویی مواجه اند، رویکردهای متفاوتی در برخورد با این جرم اتخاذ کرده اند. بررسی تطبیقی این دو کشور می تواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف قوانین ایران کمک کند و زمینه ای برای اصلاحات حقوقی فراهم آورد. باید توجه کرد که چگونه میتوان با این جرم رو به رو شد و چه روش هایی و چه راهکار هایی را ارائه کرد، و یا حتی میتوان راهکار هایی را تولید کنیم تا به پیشگیری از این جرم اقدام نماییم ، با این وجود جرم پولشویی تهدید هایی برای کشور ها دارد و این جرم زمینه سازی است برای جرم های سنگین تر چرا که وقتی بتوان پول هایی تولید کرد به ظاهر قانونی است زمینه ای برای شروع به بقیه جرم ها هست و باعث ناامنی جامعه میشود ؛ حال اهمیت آن است که این جرم در ایران و فرانسه بررسی شود چرا که وقتی از دو دید مورد بررسی قرار بگیرد و دو کشور چالش های مختلفی داردند باعث کمک به یکدیگر میشوند و جلوگیری از این جرم در عرصه بین الملل میشوند.
واژگان کلیدی: پولشویی، جرائم مالی، درآمد نامشروع، مراحل پولشویی، مقابله با پولشویی
تحلیل و بررسی چالش دولت های عضو سازمان ملل در امور آب های مشترک
یزدان گلستانی / دانشجوی دکتری حقوق بین الملل - نویسنده مسئول
یحیی پیری / کارشناسی ارشد جزا و جرم شناسی
چکیده مقاله
آب های مشترک بین المللی به عنوان منابع حیاتی برای توسعه پایدار و امنیت کشورهای همجوار، چالش های متعددی در حوزه حقوق، سیاست و مدیریت ایجاد کرده اند. این مقاله با بررسی چارچوب های حقوقی بین المللی، به ویژه کنوانسیون سازمان ملل ۱۹۹۷، و تحلیل چالش های سیاسی، زیست محیطی و مدیریتی، راهکارهای موثر برای تسهیل همکاری های بین دولتی در مدیریت پایدار آب های مشترک را ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که تقویت دیپلماسی آب، ایجاد سازوکارهای حل اختلاف و ارتقای همکاری های چندجانبه، کلید پیشبرد همکاری های پایدار و کاهش تنش های آبی خواهد بود. این مطالعه با تاکید بر نقش سازمان ملل متحد و حقوق بین الملل، چشم اندازی عملی برای مدیریت بهینه منابع آب فرامرزی ارائه می کند. آب های مشترک بین المللی به عنوان منابع حیاتی برای توسعه پایدار و امنیت کشورهای همجوار، چالش های متعددی در حوزه حقوق، سیاست و مدیریت ایجاد کرده اند. این مقاله با بررسی چارچوب های حقوقی بین المللی، به ویژه کنوانسیون سازمان ملل ۱۹۹۷، و تحلیل چالش های سیاسی، زیست محیطی و مدیریتی، راهکارهای موثر برای تسهیل همکاری های بین دولتی در مدیریت پایدار آب های مشترک را ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که تقویت دیپلماسی آب، ایجاد سازوکارهای حل اختلاف و ارتقای همکاری های چندجانبه، کلید پیشبرد همکاری های پایدار و کاهش تنش های آبی خواهد بود. این مطالعه با تاکید بر نقش سازمان ملل متحد و حقوق بین الملل، چشم اندازی عملی برای مدیریت بهینه منابع آب فرامرزی ارائه می کند.
واژگان کلیدی: منابع آبی مشترک، حقوق بین الملل آب، بهره برداری معقول و منصفانه، کنوانسیون سازمان ملل ۱۹۹۷، دیپلماسی آب، اختلافات بین المللی، همکاری چندجانبه
تحلیل نقش دولت ها در بحران های اقلیمی و تاثیر آن بر حقوق بشر جهانی
ابوذر گودرز قلعه نوئی / دانشجوی دکترای حقوق بین الملل عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه
فرامرز امجدیان / استادیارحقوق بین الملل ،عضوهیئت علمی تمام وقت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه - نویسنده مسئول
چکیده مقاله
تغییرات اقلیمی دیگر تهدیدی دوردست محسوب نمی شود، بلکه به بحرانی جهانی و فوری تبدیل شده که پیامدهای عمیقی برای محیط زیست، اقتصادها و به ویژه حقوق بشر دارد (Boyd, ۲۰۱۴) . از بالا آمدن سطح دریاها گرفته تا وقوع پدیده های شدید جوی، این اختلالات اقلیمی به طور فزاینده ای حقوق اساسی بشر مانند حق زندگی، سلامت، مسکن و دسترسی به غذا و آب را تهدید می کنند (Shue, ۲۰۱۴) . در مرکز این چالش پیچیده، نقش محوری دولت ها قرار دارد—هم به عنوان عوامل موثر در تخریب محیط زیست و هم به عنوان بازیگران کلیدی با مسئولیت های حقوقی و سیاسی در مقابله با آن (Bodansky, ۲۰۱۰) . این مقاله به بررسی اقدامات و یا بی عملی دولت ها و تاثیر آن ها بر روند بحران اقلیمی و تحقق حقوق بشر جهانی می پردازد (Rajamani, ۲۰۱۲) . با استناد به چارچوب های حقوق بین الملل از جمله توافق پاریس، کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی ، و اسناد حقوق بشری، این مطالعه به تلاقی تعهدات زیست محیطی دولت ها و الزامات آن ها در حمایت از حقوق بنیادی بشر می پردازد (UNFCCC, ۲۰۱۵) . تحلیل انتقادی رفتار دولت ها، نابرابری های ساختاری میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، و نیز کارآمدی سازوکارهای حقوقی بین المللی در پاسخگویی به عملکرد دولت ها را ارزیابی می کند (Sachs, ۲۰۱۵) . مطالعات موردی و مقایسه ای نشان می دهد که بی عملی اقلیمی و ضعف در اجرای سیاست ها، جمعیت های آسیب پذیر را به طور نامتناسبی متاثر کرده و شکاف های حقوق بشری جهانی را تشدید می کند (Biermann & Boas, ۲۰۰۸). تغییرات اقلیمی دیگر تهدیدی دوردست محسوب نمی شود، بلکه به بحرانی جهانی و فوری تبدیل شده که پیامدهای عمیقی برای محیط زیست، اقتصادها و به ویژه حقوق بشر دارد (Boyd, ۲۰۱۴) . از بالا آمدن سطح دریاها گرفته تا وقوع پدیده های شدید جوی، این اختلالات اقلیمی به طور فزاینده ای حقوق اساسی بشر مانند حق زندگی، سلامت، مسکن و دسترسی به غذا و آب را تهدید می کنند (Shue, ۲۰۱۴) . در مرکز این چالش پیچیده، نقش محوری دولت ها قرار دارد—هم به عنوان عوامل موثر در تخریب محیط زیست و هم به عنوان بازیگران کلیدی با مسئولیت های حقوقی و سیاسی در مقابله با آن (Bodansky, ۲۰۱۰) . این مقاله به بررسی اقدامات و یا بی عملی دولت ها و تاثیر آن ها بر روند بحران اقلیمی و تحقق حقوق بشر جهانی می پردازد (Rajamani, ۲۰۱۲) . با استناد به چارچوب های حقوق بین الملل از جمله توافق پاریس، کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی ، و اسناد حقوق بشری، این مطالعه به تلاقی تعهدات زیست محیطی دولت ها و الزامات آن ها در حمایت از حقوق بنیادی بشر می پردازد (UNFCCC, ۲۰۱۵) . تحلیل انتقادی رفتار دولت ها، نابرابری های ساختاری میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، و نیز کارآمدی سازوکارهای حقوقی بین المللی در پاسخگویی به عملکرد دولت ها را ارزیابی می کند (Sachs, ۲۰۱۵) . مطالعات موردی و مقایسه ای نشان می دهد که بی عملی اقلیمی و ضعف در اجرای سیاست ها، جمعیت های آسیب پذیر را به طور نامتناسبی متاثر کرده و شکاف های حقوق بشری جهانی را تشدید می کند (Biermann & Boas, ۲۰۰۸).در نهایت، مقاله بر ضرورت یک رویکرد تلفیقی مبتنی بر حقوق تاکید دارد—رویکردی که مسئولیت پذیری بیشتری را طلب کرده، عدالت زیست محیطی را ترویج داده و پیوند میان اقدام اقلیمی و کرامت انسانی را تقویت می کند (Koh, ۲۰۱۱) . این مقاله با ارائه پیشنهادهای سیاستی، به دنبال تقویت مسئولیت دولت ها و ارتقای ظرفیت حفاظتی نظام حقوق بین الملل در برابر تهدیدهای رو به افزایش اقلیمی است (Human Rights Watch, ۲۰۲۰).
واژگان کلیدی: بحران اقلیمی، حقوق بشر، مسئولیت دولت ها، عدالت اقلیمی، حقوق بین الملل، تغییرات آب وهوایی، آسیب پذیری انسانی
تحلیل حقوقی حریم خصوصی در فضای مجازی: چالشهای رضایت و مسئولیت مدنی در عصر هوش مصنوعی
رقیه موسوی / کارشناس ارشد حقوق خصوصی
چکیده مقاله
حریم خصوصی در فضای مجازی به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که به منظور حفاظت از اطلاعات شخصی و داده های کاربران در اینترنت انجام می شود. با گسترش فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، حریم خصوصی افراد در معرض تهدیدات جدیدی قرار گرفته است. این مقاله به بررسی چالشهای حقوقی ناشی از پردازش دادههای شخصی در پلتفرم های دیجیتال و مسئولیت مدنی مرتبط با نقض حریم خصوصی توسط فناوریهای پیشرفته مانند دیپفیک (Deepfake) میپردازد. با تحلیل قوانین موجود در نظام های حقوقی مختلف و رویه های قضایی، راهکارهایی برای بهبود حمایت از حریم خصوصی ارائه می شود. حفاظت از حریم خصوصی در فضای مجازی یک ضرورت است که نیازمند آگاهی، اقدامات پیشگیرانه و رعایت قوانین مرتبط است. کاربران باید به اطلاعات خود توجه ویژه ای داشته باشند و از ابزارهای موجود برای حفاظت از حریم خصوصی خود استفاده کنند. حریم خصوصی در فضای مجازی به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که به منظور حفاظت از اطلاعات شخصی و داده های کاربران در اینترنت انجام می شود. با گسترش فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، حریم خصوصی افراد در معرض تهدیدات جدیدی قرار گرفته است. این مقاله به بررسی چالشهای حقوقی ناشی از پردازش دادههای شخصی در پلتفرم های دیجیتال و مسئولیت مدنی مرتبط با نقض حریم خصوصی توسط فناوریهای پیشرفته مانند دیپفیک (Deepfake) میپردازد. با تحلیل قوانین موجود در نظام های حقوقی مختلف و رویه های قضایی، راهکارهایی برای بهبود حمایت از حریم خصوصی ارائه می شود. حفاظت از حریم خصوصی در فضای مجازی یک ضرورت است که نیازمند آگاهی، اقدامات پیشگیرانه و رعایت قوانین مرتبط است. کاربران باید به اطلاعات خود توجه ویژه ای داشته باشند و از ابزارهای موجود برای حفاظت از حریم خصوصی خود استفاده کنند.
واژگان کلیدی: حریم خصوصی، فضای مجازی، مسئولیت مدنی، هوش مصنوعی
بررسی حقوقی شرایط تملک اراضی در طرح های عمومی و عمرانی
امیررضا مصحفی / کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رباط کریم - نویسنده مسئول
حمیدرضا مصحفی / کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رباط کریم
چکیده مقاله
دستگاه های اجرایی برای تامین رفاه و امنیت عمومی، اقدام به تصرف اراضی بایر و دایر می کنند. این تصرفات بر اساس قوانین لایحه نحوه خرید و تملک اراضی مصوب سال ۱۳۵۸ صورت می گیرد و شامل پروژه های عمومی و عمرانی مانند ساخت بیمارستان ها و کمربندی ها است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که در فرآیند تملک اراضی، مشکلات و موانع متعددی وجود دارد. تملک اراضی، به ویژه در فقه اسلامی، باید بر اساس اصولی چون «لا ضرر» و «لا حرج» انجام شود و حقوق مالکین رعایت گردد. تصرف بدون رضایت مالکین ممکن است به عنوان «غصب» تلقی شود که در فقه اسلامی ممنوع است. با توجه به اهمیت اجرای سریع طرح های عمرانی، گاهی ارزش های حقوقی و قانونی تملک نادیده گرفته می شود که می تواند منجر به دعاوی حقوقی و هزینه های سنگین گردد. این وضعیت همچنین مشکلاتی برای مالکین و دیگر اشخاص به وجود می آورد و نارضایتی هایی را در پی دارد. هدف این پژوهش، بررسی شرایط و قوانین مربوط به خرید و تملک اراضی برای پروژه های عمومی و عمرانی می باشد. دستگاه های اجرایی برای تامین رفاه و امنیت عمومی، اقدام به تصرف اراضی بایر و دایر می کنند. این تصرفات بر اساس قوانین لایحه نحوه خرید و تملک اراضی مصوب سال ۱۳۵۸ صورت می گیرد و شامل پروژه های عمومی و عمرانی مانند ساخت بیمارستان ها و کمربندی ها است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که در فرآیند تملک اراضی، مشکلات و موانع متعددی وجود دارد. تملک اراضی، به ویژه در فقه اسلامی، باید بر اساس اصولی چون «لا ضرر» و «لا حرج» انجام شود و حقوق مالکین رعایت گردد. تصرف بدون رضایت مالکین ممکن است به عنوان «غصب» تلقی شود که در فقه اسلامی ممنوع است. با توجه به اهمیت اجرای سریع طرح های عمرانی، گاهی ارزش های حقوقی و قانونی تملک نادیده گرفته می شود که می تواند منجر به دعاوی حقوقی و هزینه های سنگین گردد. این وضعیت همچنین مشکلاتی برای مالکین و دیگر اشخاص به وجود می آورد و نارضایتی هایی را در پی دارد. هدف این پژوهش، بررسی شرایط و قوانین مربوط به خرید و تملک اراضی برای پروژه های عمومی و عمرانی می باشد.
واژگان کلیدی: تملک اراضی، پروژه عمومی، قوانین، طرح های عمرانی
بررسی جامع ماهیت حقوقی بخشش مهریه، امکان رجوع، و تاثیرات آن بر نظام حقوقی خانواده در ایران: تحلیل فقهی، حقوقی و اجتماعی
جواد سیاحی / کارشناسی ارشد حقوق خصوصی - نویسنده مسئول
سارا میناوی / کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
چکیده مقاله
بخشش مهریه (بذل مهریه) یکی از مسائل محوری در فقه و حقوق خانواده ایران است که به ویژه در طلاق های خلع و مبارات نمود می یابد. این عمل حقوقی، که معمولا با انگیزه دستیابی به طلاق یا حل وفصل اختلافات زناشویی انجام می شود، پرسش های متعددی درباره ماهیت حقوقی آن (هبه، ابراء، صلح، یا نهاد مستقل)، شرایط صحت، امکان رجوع، و تاثیرات آن بر نظام حقوقی و اجتماعی خانواده ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف بررسی جامع ماهیت حقوقی بذل مهریه، تحلیل شرایط و امکان رجوع به مهریه بذل شده، و ارزیابی تاثیرات آن بر بنیان خانواده و نظام قضایی ایران انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع فقهی (کتب فقهای امامیه)، قوانین مدنی ایران، آرای قضایی، گزارش های آماری داخلی، و منابع بین المللی (OECD، قوانین خانواده مالزی و ترکیه) گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که بذل مهریه دارای ماهیت حقوقی مستقلی است و نمی توان آن را صرفا به هبه یا ابراء تقلیل داد. امکان رجوع به مهریه در طلاق خلع و مبارات تا پایان دوره عده وجود دارد، اما در هبه های غیرمرتبط با طلاق، رجوع تحت شرایط خاصی (مانند فقدان شرط عدم رجوع) ممکن است. از منظر اجتماعی، بذل مهریه می تواند به کاهش قدرت مالی زنان، افزایش پرونده های قضایی (۳۰% از دعاوی محاکم خانواده در سال ۱۴۰۲)، و تزلزل بنیان خانواده منجر شود. از منظر اقتصادی، این عمل به نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع مالی دامن می زند. مقایسه با نظام های حقوقی دیگر (مانند مالزی و انگلستان) نشان می دهد که شفافیت حقوقی و محدودیت های رجوع می توانند دعاوی را کاهش دهند. پیشنهادات این پژوهش شامل اصلاح قوانین برای تعریف دقیق ماهیت بذل، فرهنگ سازی برای کاهش مهریه های غیرمتعارف، تقویت مشاوره های حقوقی پیش از ازدواج، و الگوبرداری از تجربیات بین المللی است. این مطالعه به پر کردن خلاهای قانونی، فقهی، و اجتماعی در حوزه بذل مهریه کمک می کند و راهکارهایی برای تقویت نظام حقوقی خانواده ارائه می دهد. بخشش مهریه (بذل مهریه) یکی از مسائل محوری در فقه و حقوق خانواده ایران است که به ویژه در طلاق های خلع و مبارات نمود می یابد. این عمل حقوقی، که معمولا با انگیزه دستیابی به طلاق یا حل وفصل اختلافات زناشویی انجام می شود، پرسش های متعددی درباره ماهیت حقوقی آن (هبه، ابراء، صلح، یا نهاد مستقل)، شرایط صحت، امکان رجوع، و تاثیرات آن بر نظام حقوقی و اجتماعی خانواده ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف بررسی جامع ماهیت حقوقی بذل مهریه، تحلیل شرایط و امکان رجوع به مهریه بذل شده، و ارزیابی تاثیرات آن بر بنیان خانواده و نظام قضایی ایران انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع فقهی (کتب فقهای امامیه)، قوانین مدنی ایران، آرای قضایی، گزارش های آماری داخلی، و منابع بین المللی (OECD، قوانین خانواده مالزی و ترکیه) گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که بذل مهریه دارای ماهیت حقوقی مستقلی است و نمی توان آن را صرفا به هبه یا ابراء تقلیل داد. امکان رجوع به مهریه در طلاق خلع و مبارات تا پایان دوره عده وجود دارد، اما در هبه های غیرمرتبط با طلاق، رجوع تحت شرایط خاصی (مانند فقدان شرط عدم رجوع) ممکن است. از منظر اجتماعی، بذل مهریه می تواند به کاهش قدرت مالی زنان، افزایش پرونده های قضایی (۳۰% از دعاوی محاکم خانواده در سال ۱۴۰۲)، و تزلزل بنیان خانواده منجر شود. از منظر اقتصادی، این عمل به نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع مالی دامن می زند. مقایسه با نظام های حقوقی دیگر (مانند مالزی و انگلستان) نشان می دهد که شفافیت حقوقی و محدودیت های رجوع می توانند دعاوی را کاهش دهند. پیشنهادات این پژوهش شامل اصلاح قوانین برای تعریف دقیق ماهیت بذل، فرهنگ سازی برای کاهش مهریه های غیرمتعارف، تقویت مشاوره های حقوقی پیش از ازدواج، و الگوبرداری از تجربیات بین المللی است. این مطالعه به پر کردن خلاهای قانونی، فقهی، و اجتماعی در حوزه بذل مهریه کمک می کند و راهکارهایی برای تقویت نظام حقوقی خانواده ارائه می دهد.
واژگان کلیدی: مهریه، بذل مهریه، طلاق خلع، امکان رجوع، نظام حقوقی خانواده، هبه، ابراء، نابرابری جنسیتی
حقوق و تعهدات دولت ها در تولید و توسعه تسلیحات الکترومغناطیسی از منظر حقوق بین الملل
رامتین اسماعیلی / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل،دانشگاه آزاد اسلامی،اسلام آباد غرب، ایران
چکیده مقاله
در این مقاله هدف بررسی ابعاد حقوقی استفاده از سلاح های الکترومعناطیسی در حقوق بین-الملل است و سوال اساسی که در این زمینه مطرح و مورد بررسی قرار گرفته این است که رژیم حاکم بر کاربرد تسلیحات الکترومغناطیسی در حقوق بین الملل چیست ؟ که با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آن پرداخته شده است . نتایج پژوهش بیانگر این امر است که رژیم حقوقی ویژه ای در خصوص تولید و کاربرد تسلیحات الکترومغناطیسی تدوین نشده است . به-رغم وجود قواعد عام و خاص در حقوق بین الملل درباره تسلیحات نامتعارف از جمله سلاح الکترومغناصیسی ، وضعیت معاهدات بین المللی در این باره هنوز شفاف و بی چون وچرا نیست . با اینکه درباره سایر تسلیحات نامتعارف نظیر تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک ، توافقات خوب و قابل قبولی شکل گرفته است اما در زمینه تسلیحات الکترومغناطیسی همچنان لازم است بر اساس قواعد کلی حقوقی و قوانین مدون موجود اقدام کرد. علاوه بر این ، این نوع تسلیحات بی شک بر صلح و امنیت بین المللی تاثیر منفی گذاشته و می تواند تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی باشد اگر چه ممکن است برخی از این سلاح ها با توجه به خلاء و یا سکوت قوانین و مقررات بین المللی به ظاهر، متعارف و قانونی محسوب شوند، ولی این به معنای مجاز بودن هر گونه استفاده از این نوع سلا ح ها در راستای اهداف نامشروع برخی از کشورها نیست. در همین راستا در مورد حمله های انجام شده توسط سلاح های مغناطیس براساس عهدنامه های چهارگانه، حق طرفین در انتخاب وسایل و شیوه های مبارزه در درگیری های مسلحانه محدود است. همین مضمون در پروتکل الحاقی اول، منضم به عهدنامه های چهارگانه ژنو نیز تکرار شده است. بر این اساس استفاده از ابزار جنگی و تسلیحاتی که منجر به انجام حمله های کور به غیرنظامیان شود، ممنوع است. به علاوه در این مورد هیچ اشاره ای به نوع سلاح های مجاز و غیرمجاز به چشم نمی خورد. در این مقاله هدف بررسی ابعاد حقوقی استفاده از سلاح های الکترومعناطیسی در حقوق بین-الملل است و سوال اساسی که در این زمینه مطرح و مورد بررسی قرار گرفته این است که رژیم حاکم بر کاربرد تسلیحات الکترومغناطیسی در حقوق بین الملل چیست ؟ که با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آن پرداخته شده است . نتایج پژوهش بیانگر این امر است که رژیم حقوقی ویژه ای در خصوص تولید و کاربرد تسلیحات الکترومغناطیسی تدوین نشده است . به-رغم وجود قواعد عام و خاص در حقوق بین الملل درباره تسلیحات نامتعارف از جمله سلاح الکترومغناصیسی ، وضعیت معاهدات بین المللی در این باره هنوز شفاف و بی چون وچرا نیست . با اینکه درباره سایر تسلیحات نامتعارف نظیر تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک ، توافقات خوب و قابل قبولی شکل گرفته است اما در زمینه تسلیحات الکترومغناطیسی همچنان لازم است بر اساس قواعد کلی حقوقی و قوانین مدون موجود اقدام کرد. علاوه بر این ، این نوع تسلیحات بی شک بر صلح و امنیت بین المللی تاثیر منفی گذاشته و می تواند تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی باشد اگر چه ممکن است برخی از این سلاح ها با توجه به خلاء و یا سکوت قوانین و مقررات بین المللی به ظاهر، متعارف و قانونی محسوب شوند، ولی این به معنای مجاز بودن هر گونه استفاده از این نوع سلا ح ها در راستای اهداف نامشروع برخی از کشورها نیست. در همین راستا در مورد حمله های انجام شده توسط سلاح های مغناطیس براساس عهدنامه های چهارگانه، حق طرفین در انتخاب وسایل و شیوه های مبارزه در درگیری های مسلحانه محدود است. همین مضمون در پروتکل الحاقی اول، منضم به عهدنامه های چهارگانه ژنو نیز تکرار شده است. بر این اساس استفاده از ابزار جنگی و تسلیحاتی که منجر به انجام حمله های کور به غیرنظامیان شود، ممنوع است. به علاوه در این مورد هیچ اشاره ای به نوع سلاح های مجاز و غیرمجاز به چشم نمی خورد.
واژگان کلیدی: تسلیحات الکترومعناطیسی ،تعهدات دولت ها، حقوق بشردوستانه ، صلح و امنیت بین المللی
بسترهای تحقق جرائم حوزه سایبری با به کارگیری هوش مصنوعی در ایران
حسین دانشفر / محقق و پژوهشگر
چکیده مقاله
هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر فناوری هوش مصنوعی در ارتکاب جرایم سایبری است. تکنولوژی هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفتهای چشمگیر در دهه های اخیر، تاثیرات عمیقی بر انواع فعالیتهای انسانی، از جمله جرایم سایبری، گذاشته است. این تاثیرات ممکن است به دو صورت مثبت و منفی باشند. از یک طرف، سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند بهبودهای قابل توجهی در امنیت سایبری و جلوگیری از جرایم آنالین ایجاد کنند. بر همین اساس سوالی که مطرح میگردد این است که هوش مصنوعی چه تاثیری در ارتکاب جرایم سایبری دارد؟ یافته های تحقیق نشان از آن دارد که تاثیر هوش مصنوعی در ارتکاب جرایم سایبری به چندین شکل ممکن است مورد بررسی قرار گیرد. این تاثیرات میتوانند هم در ابزارها و تکنولوژیهای مورد استفاده توسط مجرمان سایبری و هم در راهکارهای دفاعی مورد استفاده برای کاهش این حمالت مشاهده شوند. به عبارتی، هوش مصنوعی همچنین میتواند هم به عنوان یک ابزار برای ارتکاب جرایم سایبری و هم به عنوان یک ابزار برای دفاع در برابر آنها مورد استفاده قرار گیرد. اما برای مقابله با این چالشها، نیاز به توسعه راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تشخیص، پیشگیری و مهار کردن حمالت سایبری بیشتر است. جرایم سایبری مرتبط با هوش مصنوعی یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز در دنیای دیجیتال امروز است. با پیشرفت فناوری و افزایش استفاده از هوش مصنوعی در بخش های مختلف، جرایم سایبری نیز پیچیده تر و پیشرفته تر شده اند. در این مقاله به بررسی برخی از جنبه های مهم این نوع جرایم می پردازیم. هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر فناوری هوش مصنوعی در ارتکاب جرایم سایبری است. تکنولوژی هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفتهای چشمگیر در دهه های اخیر، تاثیرات عمیقی بر انواع فعالیتهای انسانی، از جمله جرایم سایبری، گذاشته است. این تاثیرات ممکن است به دو صورت مثبت و منفی باشند. از یک طرف، سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند بهبودهای قابل توجهی در امنیت سایبری و جلوگیری از جرایم آنالین ایجاد کنند. بر همین اساس سوالی که مطرح میگردد این است که هوش مصنوعی چه تاثیری در ارتکاب جرایم سایبری دارد؟ یافته های تحقیق نشان از آن دارد که تاثیر هوش مصنوعی در ارتکاب جرایم سایبری به چندین شکل ممکن است مورد بررسی قرار گیرد. این تاثیرات میتوانند هم در ابزارها و تکنولوژیهای مورد استفاده توسط مجرمان سایبری و هم در راهکارهای دفاعی مورد استفاده برای کاهش این حمالت مشاهده شوند. به عبارتی، هوش مصنوعی همچنین میتواند هم به عنوان یک ابزار برای ارتکاب جرایم سایبری و هم به عنوان یک ابزار برای دفاع در برابر آنها مورد استفاده قرار گیرد. اما برای مقابله با این چالشها، نیاز به توسعه راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تشخیص، پیشگیری و مهار کردن حمالت سایبری بیشتر است. جرایم سایبری مرتبط با هوش مصنوعی یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز در دنیای دیجیتال امروز است. با پیشرفت فناوری و افزایش استفاده از هوش مصنوعی در بخش های مختلف، جرایم سایبری نیز پیچیده تر و پیشرفته تر شده اند. در این مقاله به بررسی برخی از جنبه های مهم این نوع جرایم می پردازیم.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، جرم، سایبر، اینترن
آینده پژوهی حقوق تجارت با توجه به فناوری های نوین
علیرضا دبستانی رفسنجانی / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل / دانشکده حقوق، علوم سیاسی و زبان های خارجه دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
چکیده مقاله
در دهه های اخیر، فناوری های نوین از جمله بلاک چین و قراردادهای هوشمند، موجی از تغییرات بنیادین در عرصه تجارت جهانی به وجود آورده اند. این فناوری ها، که ترکیبی از فناوری اطلاعات، رمزنگاری و علوم کامپیوتر هستند، امکان انجام معاملات تجاری به شیوه ای امن، شفاف و کارآمد را فراهم می کنند و می توانند قواعد و رویه های سنتی حقوق تجارت را به طور اساسی متحول سازند. با توجه به چالش های مطرح شده در درباره ضعف قوانین، فقدان انسجام و ناکارآمدی اجرایی در حقوق تجارت داخلی و بین المللی ایران، مطالعه تطبیقی و آینده نگر در زمینه تطبیق نظام حقوقی با فناوری های نوین از اهمیت حیاتی برخوردار است. در این تحقیق، ضمن بررسی ماهیت و تاثیر این فناوری ها، به تحلیل چالش ها و فرصت های حقوقی آنها پرداخته و راهکارهایی جهت انطباق قوانین تجارت داخلی با استانداردهای جهانی و فناوری های جدید ارائه خواهد شد.در دهه های اخیر، فناوری های نوین از جمله بلاک چین و قراردادهای هوشمند، موجی از تغییرات بنیادین در عرصه تجارت جهانی به وجود آورده اند. این فناوری ها، که ترکیبی از فناوری اطلاعات، رمزنگاری و علوم کامپیوتر هستند، امکان انجام معاملات تجاری به شیوه ای امن، شفاف و کارآمد را فراهم می کنند و می توانند قواعد و رویه های سنتی حقوق تجارت را به طور اساسی متحول سازند. با توجه به چالش های مطرح شده در درباره ضعف قوانین، فقدان انسجام و ناکارآمدی اجرایی در حقوق تجارت داخلی و بین المللی ایران، مطالعه تطبیقی و آینده نگر در زمینه تطبیق نظام حقوقی با فناوری های نوین از اهمیت حیاتی برخوردار است. در این تحقیق، ضمن بررسی ماهیت و تاثیر این فناوری ها، به تحلیل چالش ها و فرصت های حقوقی آنها پرداخته و راهکارهایی جهت انطباق قوانین تجارت داخلی با استانداردهای جهانی و فناوری های جدید ارائه خواهد شد.
واژگان کلیدی: فناوری، تجارت، آینده، کامپیوتر، رمزنگاری، فناوری اطلاعات
آرای تفسیری دیوان عدالت اداری و نقش آن در تحول و توسعه اصول حاکم بر حقوق اداری
نهال ذوالفقاری / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر، مازندران، ایران
حسین فروغی نیا / استادیار و عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی فروردین قائمشهر، مازندران، ایران - نویسنده مسئول
چکیده مقاله
در دادرسی های اداری صرف تکیه بر قوانین موضوعه و اصل حاکمیت قانون برای کنترل قضایی تصمیمات و اقدامات مقامات اداری چندان راهگشا نیست. در این راستا، استفاده از معیار «اصول حقوق اداری» می تواند خلاء ناشی از فقدان منابع قاعده ساز را خصوصا در کنترل قضایی اعمال اداری پر نماید. بر همین مبنا، آرای تفسیری در کنار قانون، به عنوان مهم ترین منبع توسعه قواعد حقوقی به شمار می رود. هر چند در نظام حقوق اداری ایران استفاده از رویه قضایی تفسیری اغلب به عنوان منبع فرعی قانون مورد توجه بوده است، لیکن نقش دادگاه های اداری به ویژه در راس آن ها دیوان عدالت اداری در بیان و تولید رویه قضایی تفسیری حاوی اصول کلی و مفاهیم بنیادی حقوق اداری بسیار مهم و حیاتی است. هدف از این نوشتار، بررسی نقش دیوان عدالت اداری در شناسایی و تحکیم اصول حقوق اداری در پرتو آرای تفسیری صادره است. و با توجه به مساله قابل طرح نوشتار حاضر مبنی بر اینکه آرای تفسیری دیوان چه تاثیری در توسعه و تحول اصول حاکم بر حقوق اداری دارد؟ فرضیه نوشتار بدین صورت مطرح شده است که استانداردسازی تفسیر قضایی و ارائه ضابطه های اعمال پذیر بر مبنای اصول حقوقی و نهایتا استفاده از شیوه های تفسیری مدرن مبتنی بر رویه های موجود در سیستم های حقوقی پیشرفته امکان تحقق حاکمیت قانون را همگام با توسعه اصول حقوق اداری میسر خواهد ساخت. لذا در این نوشتار، با روش توصیفی و تحلیلی، تاثیر آرای تفسیری دیوان عدالت اداری در توسعه و تحول اصول حقوق اداری کشور مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در دادرسی های اداری صرف تکیه بر قوانین موضوعه و اصل حاکمیت قانون برای کنترل قضایی تصمیمات و اقدامات مقامات اداری چندان راهگشا نیست. در این راستا، استفاده از معیار «اصول حقوق اداری» می تواند خلاء ناشی از فقدان منابع قاعده ساز را خصوصا در کنترل قضایی اعمال اداری پر نماید. بر همین مبنا، آرای تفسیری در کنار قانون، به عنوان مهم ترین منبع توسعه قواعد حقوقی به شمار می رود. هر چند در نظام حقوق اداری ایران استفاده از رویه قضایی تفسیری اغلب به عنوان منبع فرعی قانون مورد توجه بوده است، لیکن نقش دادگاه های اداری به ویژه در راس آن ها دیوان عدالت اداری در بیان و تولید رویه قضایی تفسیری حاوی اصول کلی و مفاهیم بنیادی حقوق اداری بسیار مهم و حیاتی است. هدف از این نوشتار، بررسی نقش دیوان عدالت اداری در شناسایی و تحکیم اصول حقوق اداری در پرتو آرای تفسیری صادره است. و با توجه به مساله قابل طرح نوشتار حاضر مبنی بر اینکه آرای تفسیری دیوان چه تاثیری در توسعه و تحول اصول حاکم بر حقوق اداری دارد؟ فرضیه نوشتار بدین صورت مطرح شده است که استانداردسازی تفسیر قضایی و ارائه ضابطه های اعمال پذیر بر مبنای اصول حقوقی و نهایتا استفاده از شیوه های تفسیری مدرن مبتنی بر رویه های موجود در سیستم های حقوقی پیشرفته امکان تحقق حاکمیت قانون را همگام با توسعه اصول حقوق اداری میسر خواهد ساخت. لذا در این نوشتار، با روش توصیفی و تحلیلی، تاثیر آرای تفسیری دیوان عدالت اداری در توسعه و تحول اصول حقوق اداری کشور مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
واژگان کلیدی: تفسیر، رویه قضایی، دیوان عدالت اداری، اصول حقوق اداری، دادرسی اداری
تحلیل اصول و ارکان قانونی جرم پولشویی در نظام کیفری ایران
محمدمهدی جنیدی / نویسنده و مولف کتب حقوقی
چکیده مقاله
جرم پولشویی به فرآیند پنهان کردن منشا غیرقانونی وجوه یا دارایی های به دست آمده از فعالیت های مجرمانه اطلاق می شود تا به آنها ظاهری قانونی داده شود. به عبارت دیگر، پولشویی تلاشی برای قانونی جلوه دادن پول یا دارایی هایی است که از طریق ارتکاب جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر، فساد اداری، کلاهبرداری و... به دست آمده اند. هدف اصلی در این مقاله شتاسایی ارکان قانونی جرم پولشویی در نظام کیفری است. در این مقاله به این نتیجه رسیدیم که جرم پولشویی یکی از جرایم مخرب در نظام اقتصادی کشور است. این جرم، منشا اصلی وجوه نامشروع است که می تواند شامل انواع جرایم سازمان یافته، جرایم اقتصادی، جرایم علیه اموال و... باشد. مبارزه با پولشویی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا این جرم به اقتصاد کشورها آسیب می زند، فساد مالی را گسترش می دهد و به فعالیت های مجرمانه دامن می زند. به علت اهمیت موضوع در این مقاله قصد داریم به تحلیل اصول و ارکان قانونی جرم پولشویی در نظام کیفری ایران بپردازیم. روش تحقیق از نوع تحلیلی-توصیفی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها فیش برداری و بهره از کتب و مقالات مرتبط است. جرم پولشویی به فرآیند پنهان کردن منشا غیرقانونی وجوه یا دارایی های به دست آمده از فعالیت های مجرمانه اطلاق می شود تا به آنها ظاهری قانونی داده شود. به عبارت دیگر، پولشویی تلاشی برای قانونی جلوه دادن پول یا دارایی هایی است که از طریق ارتکاب جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر، فساد اداری، کلاهبرداری و... به دست آمده اند. هدف اصلی در این مقاله شتاسایی ارکان قانونی جرم پولشویی در نظام کیفری است. در این مقاله به این نتیجه رسیدیم که جرم پولشویی یکی از جرایم مخرب در نظام اقتصادی کشور است. این جرم، منشا اصلی وجوه نامشروع است که می تواند شامل انواع جرایم سازمان یافته، جرایم اقتصادی، جرایم علیه اموال و... باشد. مبارزه با پولشویی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا این جرم به اقتصاد کشورها آسیب می زند، فساد مالی را گسترش می دهد و به فعالیت های مجرمانه دامن می زند. به علت اهمیت موضوع در این مقاله قصد داریم به تحلیل اصول و ارکان قانونی جرم پولشویی در نظام کیفری ایران بپردازیم. روش تحقیق از نوع تحلیلی-توصیفی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها فیش برداری و بهره از کتب و مقالات مرتبط است.
واژگان کلیدی: پولشویی، جرم اقتصادی، مبارزه با پولشویی، تطهیر پول